تبليغاتX
شب هاي روشن
شب های روشن

 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

 

در انحصار قطره های اشک نبینم

 

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

 

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

 

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم

 

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

 

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

 

و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

 

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

 

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

 

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

 

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

 

و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

 

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند  

   نوشته شده توسط یاس مهربون در ساعت تنهایی| لینک ثابت |
شب های روشن
 

دوست داشتنی ترین طعم زندگیم برای تو مینویسم


برای همین تویی که پاسخ یکی از سوالات امروزت این است که : من برای از تو نگفتن هنوز جوانم!


من چگونه از تو دور شوم ؟؟؟

 

 تویی که آرام و بی صدا در دلم لانه کردی و حالا معصومانه به من نگاه می کنی

 

تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای

 

نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا در یاد تو تسخیر می کند

 

میدانی! کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی

 

و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم

 

افسوس... تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست

 

کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم و بگویم دلم برایت تنگ است

 

عزیز غزلهای ننوشته ام  خودت بگو

 

 تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی ...

 

چه بنویسم در  این غروب بد رنگ .... بی تو ؟؟؟

 

تو اولین و تنها کسی بودی که انگشتان احساسم را لمس کردی و بوسیدی و گفتی

 

تمام لبخند هایمان را به می بوسه غسل می دهی

 

و من دعا میکنم هرگز رد پایمان از ساحل نگاه همدیگر محو نشود

 

عزیزکم: مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد

   نوشته شده توسط یاس مهربون در ساعت تنهایی| لینک ثابت |

شب های روشن 

باد مي آيد
موهايم لاي باد مي پيچد
صورتم از دلتنگي
سرخ مي شود
لب دريا مي نشينم
و از ته دل
نبودنت را
آه مي كشم

-------------------------------------------------------

شنیده‌ام که رفته‌ای بهار را میان مرزهای تازه جست‌ و جو کنی

 بهار را چنین خیال کن که یافتی! تو جان خسته را چه می‌کنی؟

   نوشته شده توسط یاس مهربون در ساعت تنهایی| لینک ثابت |

  

شب های روشن
 
 

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که:

 

یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

   نوشته شده توسط یاس مهربون در ساعت تنهایی| لینک ثابت |
سلام
 
به همه کسانی که الان توی وبلاگ من هستن
 
امشب یکی از سخت ترین و حیاتی ترین شب های زندگی من هست
 
هیچ کسی رو برای درد دل کردن پیدا نکردم
 
و اینجا، در حال حاضر امن ترین جا برای خالی کردن همه سختی هاست
 
شما رو به کسی که می پرستید قسم میدم
 
برای من دعا کنید که وضعیت از این بد تر نشه
 
شاید، شاید دیگه فردایی نباشه که من بتونم بیام
 
و شاید، دیگه روزهای خوب و خوش من تموم شده
 
خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!!!
 
خودت کمک کن
 
قسم میدم به خاطر همه کسانی که دوست میداری
 
کمکم کن
   نوشته شده توسط یاس مهربون در ساعت تنهایی| لینک ثابت |

Return  

شب های روشن
 
سلام؛
 
یه سلام جانانه به همه دوستانی که طی مدتی که من نبودم بازم به اینجا اومدن و
 
یه سلام خشک و خالی به دوستانی که حتی یه بار هم  بعد از رفتنم اینجا نیومدن.
 
بعد از ۸ ماه دوباره برگشتم و می خوام سعی کنم دوباره شروع به وبلاگ نویسی کنم
 
اول از همه اینکه به چند تا دوست خوب احتیاج دارم که توی نوشتن کمکم کنن
 
یعنی در واقع قصد دارم « شب های روشن » تبدیل به وبلاگ گروهی بشه
 
 پس هر کسي که دوست داره همکاري کنه يه ايميل به من بزنه
 
و مشخصاتش رو بگه تا همکاري خودمونو شروع کنيم،
 
راستي تا يادم نرفته، آدرس ايميل من اينه:
 
 
من تا يک هفته ايميل خودمو چک نمي کنم به اميد اينکه
 
 بعد از يک هفته ده ها و شايد هم صد ها نفر اعلام آمادگي کرده باشن.
 
پس به اميد ديدار دوستان عزيزم.
 

 

تنها دو شخص بدبخت داريم،

 

کسي که چگونه انسان شدن را ياد نمي گيرد

 

و کسي که از خوشبختي ديگران لذت نمي برد

   نوشته شده توسط یاس مهربون در ساعت تنهایی| لینک ثابت |
شبهای تنهایی
 

من با آمدن تو، عشق را شناختم؛ و با رفتن تو آنرا فهميدم

 

تو آمدي و برايم عشق هديه آوردي؛ و با رفتنت درد عشق را به من هديه دادي

 

پروردگارا به داده ها و نداده هايت شكر

   نوشته شده توسط یاس مهربون در ساعت تنهایی| لینک ثابت |