
دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را
در انحصار قطره های اشک نبینم
و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد
دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم
و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم
دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد
همیشه از حرارت عشق گرم باشد
و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم
من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند
برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم
که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند
و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی
پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند

دوست داشتنی ترین طعم زندگیم برای تو مینویسم
تویی که آرام و بی صدا در دلم لانه کردی و حالا معصومانه به من نگاه می کنی
تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای
نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا در یاد تو تسخیر می کند
میدانی! کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی
و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم
افسوس... تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست
کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم و بگویم دلم برایت تنگ است
عزیز غزلهای ننوشته ام خودت بگو
تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی ...
چه بنویسم در این غروب بد رنگ .... بی تو ؟؟؟
تو اولین و تنها کسی بودی که انگشتان احساسم را لمس کردی و بوسیدی و گفتی
تمام لبخند هایمان را به می بوسه غسل می دهی
و من دعا میکنم هرگز رد پایمان از ساحل نگاه همدیگر محو نشود
عزیزکم: مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد
باد مي آيد
موهايم لاي باد مي پيچد
صورتم از دلتنگي
سرخ مي شود
لب دريا مي نشينم
و از ته دل
نبودنت را
آه مي كشم
-------------------------------------------------------
شنیدهام که رفتهای بهار را میان مرزهای تازه جست و جو کنی

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که:
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

تنها دو شخص بدبخت داريم،
کسي که چگونه انسان شدن را ياد نمي گيرد
و کسي که از خوشبختي ديگران لذت نمي برد

من با آمدن تو، عشق را شناختم؛ و با رفتن تو آنرا فهميدم
تو آمدي و برايم عشق هديه آوردي؛ و با رفتنت درد عشق را به من هديه دادي
پروردگارا به داده ها و نداده هايت شكر


